السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

497

تفسير الميزان ( فارسي )

برگردانيد و اين آيه بر او نازل كرد : * ( ( قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها ، فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) ) * در نتيجه آن جناب دو ركعت از يك نماز را بسوى بيت المقدس ، و دو ركعت ديگرش را بسوى كعبه خواند ، بعد از اين جريان سر و صداى يهود و مردم نفهم بلند شد كه چرا از قبله اى كه داشت برگرديد ؟ مؤلف : رواياتى كه هم از طرف عامه و هم خاصه در اين داستان در كتب جامع وارد شده ، بسيار زياد است و از نظر مضمون قريب به هم هستند ، ولى از نظر تاريخ اين جريان مختلفند ، بيشتر آنها تاريخ تحويل قبله را در ماه رجب سال دوم از هجرت ، يعنى ماه هفدهم از هجرت ميدانند و صحيحتر هم همين است و به زودى فصل جداگانه در بحث پيرامون اين مسئله خواهد آمد انشاء اللَّه . و از طرق اهل سنت در باره اينكه امت اسلام گواه بر مردم و رسول خدا ( ص ) گواه بر امت است رواياتى آمده كه مردم روز قيامت تبليغ انبياء را انكار مىكنند خداى تعالى از انبياء شاهد ميخواهد تا اثبات كنند تبليغ كرده‌اند - با اينكه خدا عالمتر از هر كسى است - آن گاه امت محمد ( ص ) را مياورند و ايشان شهادت ميدهند امتهاى ديگر مىپرسند : شما از كجا بدست آورده‌ايد كه پيغمبر ما رسالت خود را تبليغ كرده ؟ مىگويند : ما اين معنا را از كتاب آسمانيمان بدست آورديم كه خداى تعالى به زبان پيامبر صادقش در آن خبر داد : كه انبياء گذشته رسالت خود را تبليغ كردند . بعد محمد ( ص ) را مىآورند تا از حال امتش بپرسند ، آن جناب امت را تزكيه مىكند و به عدالتشان شهادت ميدهد ، اينجاست كه خداى سبحان فرموده : ( فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ ) . « 1 » مؤلف : مفاد اين روايت را اخبار ديگرى تاييد مىكند ، كه سيوطى آن اخبار را در تفسير الدر المنثور و غير او نيز آورده‌اند ، چيزى كه در اين روايات به نظر درست نمىرسد اينست كه پيامبر اسلام تمامى امت را تزكيه و تعديل نكرده و معنا ندارد كه در قيامت همه را تزكيه و تعديل كند ، مگر اينكه به منظور تزكيه و تعديل جمعى از امت باشد نه همه ، و گر نه روايات نامبرده مطلبى بر خلاف ضرورت اثبات مىكند ، ضرورت كتاب و سنت هر دو . آخر چطور ممكن است رسول خدا ( ص ) فجايع و جناياتى را كه افرادى از امت اسلام مرتكب شدند تجويز كند ؟ و بر آن جنايات صحه بگذارد ؟ جناياتى كه حتى نمونه اش هم در امتهاى گذشته رخ نداد ؟ و چطور آن جناب طاغيان و فرعونهاى اين امت را تزكيه و تعديل مىكند ؟ و آيا اين روايات طعن بر دين حنيف و بازيگرى با حقايق اين ملت بيضاء نيست ؟ ! قطعا

--> 1 - سوره نساء آيه 41 2 - تفسير الدر المنثور ج 1 ص 144